محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

206

اكسير اعظم ( فارسى )

[ صفت آن ] قرص زرشك صغير چار ماشه به سكنجبين ساده يك توله سرشته با شيره خيارين و شيره كاسنى هر يك شش ماشه عرق مكوه عرق شاهتره عرق گاو زبان عرق كاسنى هر يك چهار توله شربت بزورى دو توله خاكشى شش ماشه صبح و به جهت شام لعاب بهدانه دو ماشه عرقيات شربت بزورى خاكشى بعده اگر آثار نزله و زكام ظهور نمايد دو سه روز نقوع خفيف نزله بهدانه سه ماشه خطمى شش ماشه اصل السوس گاو زبان هر يك چهار ماشه نبات يك توله بدهند اگر زائل نشود بهر نضج عنب الثعلب تخم كاسنى پرسياوشان گل بنفشه بيخ كاسنى خطمى هر يك شش ماشه گاو زبان اصل السوس هر يك چهارماشه در آب كاسنى نيم آثار شب تر كرده صبح ماليده صاف نموده شيره خيارين شش ماشه شربت بزورى دو توله خاكشى پنج ماشه داخل كرده سه چهار روز داده روز مسهل سناى مكى يك توله فلوس خيارشنبر شش توله گلقند ترنجبين هر يك چهار توله روغن بادام شش ماشه افزوده مسهل دهند بعده تعديل و تقويت نمايند . فائده در اورام حارهء احشا و تپ‌هاى مزمن و مقاسات مرض تركيبات آب كاسنى از استائذه ماثور است چنانچه مردم نحيف با حمى و سرفه و مسلولين را بوقت ضرورت ملين در ماء القرع و ماء الخيار تر كرده معمول است و براى تعديل بعد تنقيه به كار مىبرند . ايضاً براى تب كهنه و كثرت تشنگى و عقب نوشيدن آب فى الفور بول كردن و سوزش بدن [ صفت آن ] شيره خرفهء سياه شيره گلو در عرق شاهتره برآورده شربت انار داخل كرده اسپغول پاشيده بنوشند . و اگر از اسبغول طبيعت بر هم شود عوض آن خاكشى كنند . ايضاً براى حماى مزمن موهم بدق و سل [ صفت آن ] خاكشى چهار ماشه به عرق عنب الثعلب ده توله عرق كيور دو توله اندكى گرم كرده شيره اصل السوس چار ماشه شيره تخم كاسنى شش ماشه نبات يك توله باز شيره خيارين شش ماشه شربت بزورى دو توله و خاكشى شش ماشه پاشيده دهند . ايضاً براى حماى مزمن مشتبه بدق و سل [ صفت آن ] گاو زبان اصل السوس پرسياوشان هر يك چهار ماشه جوشانيده شيره تخم خيارين شش ماشه عرق عنب الثعلب ده توله شربت بزورى شربت دياقوذا هر يك يك توله حل كرده خاكشى چهارماشه پاشيده بنوشند و به جهت شام دياقوذا يك توله و عرق مكوه هفت توله بعد دو سه روز شيره اصل السوس شيره تخم خطمى هر يك چهار ماشه شيره خيارين شش ماشه شيره باديان چار ماشه عرق عنب الثعلب پانزده توله شربت بزورى معتدل دو توله خاكشى چار ماشه پاشيده دهند و به جهت شام سفوف است گلو دو ماشه طباشير نيم ماشه مغز كهول گنه سه ماشه دانه هيل يك ماشه دارفلفل سه عدد نبات سوده همراه عرق عنب الثعلب نه توله دهند بعد از آن صبح در سفوف مذكور نانخواه يك سرخ سوده عوض نبات آميخته همراه شيره اصل السوس شش ماشه عرق عنب الثعلب هفت توله نبات يك توله بدهند غذا شله بعده عوض اصل السوس شيره باديان شيره عنب الثعلب هر يك چار ماشه دهند و سنبل الطيب سوده در سفوف افزايند باز اين نسخه سفوف به ادويهء مفتحهء حار و بارد مع تقويت معده بايد داد دارفلفل سه عدد نانخواه دو سرخ مغز كنول گنه سه ماشه اصل السوس چار ماشه ريوند چينى چار ماشه عنب الثعلب هشت ماشه سوده به قدر مناسب در گلقند يك توله سرشته تناول نمايند بالايش عرق مكوه عرق باديان هر يك پنج توله بنوشند غذا پلاؤ كم روغن . ايضاً حماى مزمن مرطوب مزاج [ صفت آن ] شاهتره شش ماشه مويز منقى دو توله دارفلفل چار دانه به عرق باديان هفت توله گلاب چار توله جوشانيده شيره تخم خيارين شش ماشه شربت نيلوفر دو توله خاكشى چهار ماشه دهند باز شيره مغز تخم كدو شش ماشه عوض خيارين كنند باز شاهتره موقوف نمايند . دوايى كه در حماى مركب از بلغم و صفرا خصوص بعد تنقيه معمول است [ صفت آن ] سكنجبين گلقند هر يك چهار درم به هم آميخته بخورند عقب آن شيره باديان شيره تخم كاسنى شيره تخم خيارين هر يك سه درم در عرقيات مناسب كشيده شربت بزورى بارد هفت درم اضافه نموده بنوشند و گاهى خاكشى به قدر سه درم نيز اضافه كرده مىشود . ايضاً كه براى تب مركب از صفرا و بلغم مجرب نوشته [ صفت آن ] كاسنى گشنيز خشك هر يك يك توله اجمود نه ماشه دارفلفل شش ماشه جمله را سه حصه نمايند و يك حصه در آب پنج توله شب تر كنند و صبح آب صاف آن بنوشند و چهار توله ديگر آب در آن انداخته بدارند در شام بنوشند و همچنين تا سه روز هر دو وقت به عمل آرند . دوايى كه براى حماى مزمن نافع [ صفت آن ] اصل السوس مقشر شش ماشه گلوى درخت نيب نه ماشه الائچى كلان شش عدد نيم‌كوفته در آب جوش داده در شبنم نهند صبح صاف نموده نبات دو توله انداخته بنوشند . سفوف هندى كه در حميات مركبه نافع است [ صفت آن ] گلو طباشير دانه هيل هر يك نيم توله نبات سفيد يك و نيم توله خوراك از چهار ماشه تا شش ماشه معمول است . سكنجبين بزورى معتدل جهت تپهاى مركب و تفتيح سدد جگر و سپرز نافع و ادرار بول مىكند [ صفت آن ] تخم كاسنى باديان تخم كرفس هر يك سه درم تخم خيارين تخم خربزه هر يك پنج درم پوست بيخ كاسنى پوست بيخ باديان هر يك هفت درم همه را نيم‌كوفته بسركهء تند بيست درم و آب سه رطل يك شبانه روز تر نمايند و بجوشانند و صاف كرده با يك من قند سفيد به قوام آرند و به كار برند . شربت كشوث در تپهاى كهنه كه قريب بدق باشد همواره مجرب و معمول است [ صفت آن ] تخم كاسنى باديان هر يك پنج مثقال بيخ كاسنى اصل السوس